حسين قرچانلو
321
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
بيشمارى نخلستان دارد . اين اقليم پنج شهر بزرگ دارد كه عبارتند از تسكله ، بسكره ، برج ، نفطه و دوسن . « 1 » اكنون به وصف دو مركز و شهر مهم ناحيهء زاب در دوران اسلامى مىپردازيم : طبنه مركز ناحيهء زاب است كه به روايتى جزء بلاد الجريد « 2 » و به روايت ديگر بسكره مركز زاب جزء بلاد ريغ قرار دارد . « 3 » پيش از اين ، به گفتهء يعقوبى اشاره كرديم كه طبنه جايگاه واليان بوده و در ميان ناحيهء زاب قرار داشته است . « 4 » در 294 ق / 906 - 907 م ابراهيم بن حبشى بن عمر از شهر أربس با سپاهى براى جنگ با ابو عبد الله شيعى به شهر طبنه آمد . « 5 » ابن حوقل مىنويسد : طبنه شهرى است قديمى و بزرگ با باغهاى بزرگ و كشتزارها و محصول پنبه و گندم و جو . ديوارى به دور آن است كه درازاى آن از طابيه ، يك مرحله راه است . مردم آن از دو قبيلهء عرب و برفجانه هستند . كتان و همهء حبوبات را مىكارند و بيشتر غلات آنها از طريق آبيارى كشت مىشود . چارپايان از گاو و گوسفند به وفور دارند . « 6 » مقدسى در نيمهء دوم قرن چهارم هجرى طبنه را از شهرهاى ناحيهء زاب به شمار آورده است . « 7 » به نوشتهء بكرى در قرن پنجم هجرى ، طبنه شهر بزرگى است ؛ ديوار آن كه امروز باقى است ، از آثار منصور دوانيقى است . هنگامى كه موسى بن نصير شهر طبنه را فتح كرد ، بيست هزار اسير از آنجا گرفت . ديوار شهر طبنه آجرى است . در شهر كاخى است و اطراف شهر ربضهايى وجود دارد . داخل كاخ شهر ، مسجد جامع و آبانبار بزرگى است ، در شهر ، نهرهايى جارى است كه باغها و بوستانها را با آنها آبيارى مىكنند . گفته مىشود كه اين بناها را ابو جعفر عمر بن حفص مهلبى ( معروف به هزار مرد ) ساخته است . ساكنان طبنه اعراب و عجمها هستند و پيوسته ميانشان اختلاف و جنگ است . در اطراف طبنه قبيلهء بنى زفراح سكونت دارند . محمد بن يوسف گويد كه
--> ( 1 ) . وصف افريقيا ؛ ج 1 ، ص 31 . با توجه به اوصافى كه بكرى و ادريسى ياقوت از شهرهاى زاب كردند ، مىبينيم كه در زمان لئون ، كاملا اسامى تغيير كرده و بجز يك نام بسكره ، نام ديگر شهرهاى قديمى اين ناحيه وجود ندارد . ( 2 ) . البيان المغرب ؛ ج 1 ، ص 92 . ( 3 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 5 ، ص 97 . ( 4 ) . البلدان ؛ ص 129 - 130 . ( 5 ) . البيان المغرب ؛ ج 1 ، ص 142 . ( 6 ) . صورة الارض ؛ جزء 1 ، ص 85 . ( 7 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 315 .